¦

جالبه‌ها
شما اصلا بگو How I Met Your Mother با کیفیت فول HD بازم قابل مقایسه با فرندز زیر 480P نیست
نه اینکه بد باشه‌ها، اون لامصب یه چیز دیگه بود

پشه

¦

نمیدونم من بد مزه شدم یا پشه‌ها بی اشتها
دیشب یه پشه تو اتاقم بوده ولی من هنوز سالمم

ایفتیضاه

¦

یه وضع افتضاحیه‌ها!
افتضاح ها!
یهو دیدی همین روزا کچلم کردن بردنم
در این حدا

They Found a Cure

¦

چی می‌خواستم بگم؟ آهان.
بالای سایت bored.com یه کانتره که زیر نوشته Hours of Boredom Cured in 2012
همین دیگه...

The man... The music... The madness... The murder... The motion picture...

¦



Salieri: My plan was so simple. It terrified me. First I must get the death mass and then, I must achieve his death.
Father Vogler : What?
Salieri : His funeral! Imagine it, the cathedral, all Vienna sitting there, his coffin, Mozart's little coffin in the middle, and then, in that silence, music! A divine music bursts out over them all. A great mass of death! Requiem mass for Wolfgang Mozart, composed by his devoted friend, Antonio Salieri! Oh what sublimity, what depth, what passion in the music! Salieri has been touched by God at last. And God is forced to listen! Powerless, powerless to stop it! I, for once in the end, laughing at him!

فایده نداره نوشتن از این فیلم باید دید و شنید ...

Salute

¦

سلامتی عباسعلی !

.

¦

زندگی میگن برای زنده‌هاست
اما خدایا
بس که ما دنبال زندگی دوییدم
بُریدم که ...

وای بر ما
وای بر ما
خبر از لحظه پرواز نداشتیم
تا می‌خواستم لب معشوقو ببوسیم
پریدیم که ...

.
هایده
زندگی - شانه‌هایت

؟

¦

الان دقیقا دنیا دو روزه ؟

!

¦

من در مدت اخیر 2 قسمت از استار وارز و 2 قسمت از ژوراسیک پارک رو برای اولین بار با این سن و سالم دیدم !
این چنین آدم فیلمهای مهم ندیده‌ای  هستم  بودم

خلاص

¦

عرضم به حضورتون که فرض کنید از یه ارتفاع زیادی در حال سقوط باشید و منتظر برخورد با زمین . چی کار می‌کنید؟ دست و پا میزنید یا آروم منتظر لحظه برخورد می‌مونین
احساس می‌کنم زندگی کردن هم یه جوری مثل همین سقوط کردنس حالا یه سریا وسط راه سکته می‌کنن و نرسیده به زمین بیخیال میشن، بقیه راه رو خلاص طی میکنن ...

و

¦

هیچ خبر خاصی نیست
شبی کلی گیگ دانلود میکنم روزا وقت نمیکنم ببینم
گریز آناتومی میبینم که تشکیل شده از یه بیمارستانی که به قول پیمان هاسپیتال نیسم هورزپیتاله بعد به اینصورت میبینم که حاصل دست رنج خودمه
یه مشت کتاب خریدم که یکیش در مورد هارمونی رنگهاست ازش خیلی راضیم
ژوراسیک پارک یک رو دیدم و برنامه دارم بقیشو ببینم
امشب رفتیم بام با هانیه و مداقلـــ و بچه‌ها و بازم زیپومو گم کردم
یکی دوبار رفتم شرکت پیمان اینا که بالای کافه‌ست
اوضاع درس و روبوتیک و اینا پیچیدست و باید به یه نتیجه ای برسم زودتر
همین دیگه

ترنج

¦

آهان می‌خواستم اینو بگم !
ما امشب بعد از سالها رفتیم زیرزمین !
هنوز همون جا بود
همون شکلی
همون کیفیت !
زیرزمین رفتن اصلا نکته‌ای نیست که بشه ساده از کنارش گذشت

فروردیــــــــن

¦

والا دیگه داره عادتم میشه چند روز اول عید رو سر و کله زدن با شاگردام
این که یه مدت یادشون بدم و این روزا ببینم چقد با روزای اول که دیدمشون فرق کردن و یاد گرفتن اسماشونو، اخلاقاشون، رفتاراشون و این که تو همین پروسه ها هر سال می بینم که خودم چقدر بزرگتر شدم و چقدر نسبت به پارسال عوض شدم
جالبه کلا حسادتاشون، بچه بازیاشون، دعواهای درون تیمیشون و کلا جالبن
.
از 5م تا 2-3 روز پیش هرروز یه سر بهشون میزدم و درسته که 8 صبح نمیرفتم و 12 ظهر هم نمیرفتم ولی 1-2 دیگه اونجا بودم و اونقد سطح انتظار رو پایین آورده بودم که اصرار داشتن لطفا 2 اونجا باشم !
.
13 به در رو که تعطیل بودم با دوستان سپری کردیم و از اونجا که 13 به در همه جا شلوغه ما خونه موندیمو هی فیلم دیدم و پوکر بازی کردیم و لازانیا خوردیم و بازم فیلم دیدیم و حکم بازی کردیم و از اینجور کارا و تمام سعی خودمونو کردیم که در خانه 13 رو در کنیم و البته که هیچ جا بهتر از جمع  دوستان نیست
.
تو این مدت هیچکی خونه نبود و البته منم نبودم و فقط خسته میومدم خونه می‌خوابیدم و شاید شامی می‌خوردم که اونم اصولا خورده بودم و حتی فرصت نمی‌کردم ظرفها رو بشورم اینجوری بود که با اینکه اینجور آدمی نیستم روز آخر دیدم یه نصف لیوان شیر قهوه رو میز آشپزخونه‌س که داره تبدیل میشه به گودزیلا و کلا بهترین استفاده رو از مسافرت خانواده داشتم من !
.
مسابقات واقعا عالی بود و بهترین بخش مسابقات امسال سمینارها بود که همه رو و همه رو خجالت زده کرد! و البته شاید اینکه من بین 3 تا تیم دوم شدم و یک عمر مضحکه خاص و عام شدم!
.
بعدشم که الان برنامه تاکسیمتره
.
جمعه هم تولد امیره
.
اون وسطا  تولد مریم هم بود که رفتیم خونه مهدی جمع شدیم

.
یه سری هم خونه هانیه پوکر بازی کردیم
.
حتی تولد فرهاد هم جمعه گذشته بود که منو پیمان به علت حجم مسابقات موفق نشدیم برسیم بهش
.
دیگه فکر کنم اتفاقی نیافتاد

گو گو گو

¦

اصلا یکی از نعمات خدا اینه که انسان عاقل میتونه انتخاب کنه کوه نره
و احمق اون کسی که این نعمت رو نادیده بگیره

اونجوریا

¦

همانطور که احتمالا نمی‌دانید من رفتم اهواز و برگشتم
و همانطور که میدانید سال عوض شده
در اهواز هوا گرم بود و در بدو ورود ما 26 درجه بود که در نوع خود جالب بود
اولین حرکت من در سال جدید خواب بود چون شب قبلش نخوابیده بودم و هر چی صبر میکردم عید نمی‌شد
در اهواز ما ربات ساختیم فیلم دیدیم خوراکیهای اهوازی خوردیم و یاد گرفتیم بگوییم تیییییه و با یک کپی بدخیم امیر آشنا شدیم
دومین اقدام من در سال جدید تبریک گفتن و شنیدن بود که کاری عادی در اوایل سال جدید است
اهواز زیتون دارد که خوردنی نیست بلکه دیدنیست چون خیابان است و گویا گشت ارشاد ندارند و البته در همین باب اهواز کیان پارس دارد
در ادامه ما در سال جدید دکتر را دیدیم، مورانو رفتیم، دفتر رفتیم، فرداش که میشه امروز با دوستان بام رفتیم و بلو برگر هم رفتیم چون خانه کوچک راهمون ندادن
دیدنی های اهواز پل اول تا چندم است که هرکدام داستانی دارند بعضیاشان خیلی خوشگلند و حیف که زیر خاک پنهان شده اند.
در سال جدید فهمیدم راههای بهتری از یورفریدام هم هست و  یوتیوب با اینکه پورن ندارد ولی شهرام شبپره داره
اهواز گرد و خاک دارد. گرد و خاک چیزی شبیه مه نیست.گرد و خاک واقعا خاک است. خاک باعث سختی نفس کشیدن، لغو شدن پروازها و باعث سختیست. حالا ما که توریست بودیم ولی اهوازیا واقعا گناه دارن خوب!
در لحظات پایانی سفر ما هوا سرد شد حتی هوای اهواز هم و ما با تیشرت وارد هوای منفی 2 درجه تهران شدیم که شانس آوریدم نشکستیم
و در سال جدید احتمالا خیلی اتفاق‌ها میافته پس کمربندهاتونو سفت ببنیدن


مبارک و اینا

¦

میگن سال نو شده ،اومدم اینجا هم یه خبری بدم ...