یه روز عید بود ما صبح زووود رو حدود 4 اینا رفتیم بام یعنی در این حد که بالا رسیدیم هنوز تاریک بود. بعد یه مشت عکس گرفتیم بعد یادم نیست صبحونه رو چیکار کردیم ولی مهم اینه که بعدش رفتیم پردیس ملت جدایی نادر از سیمین دیدیم همون یه بارم بیشتر ندیدم همون موقع هم خوشم اومد در این حد که فقط اولش گفتم این مَرده حق داره خوب. دیدم هانیه بغل دستمه خیلی جدی میگه واقعا اینجوری فک میکنی؟ بعدش دیگه اصلا حرف نزدم تا لحظه آخرش، که این خیلیه، البته این که خوابم میومد هم لحاظ کنید...
خلاصه این شد که سفارش کردم گلدن گلوبَ رو دیگه بهش بدن.
خلاصه این شد که سفارش کردم گلدن گلوبَ رو دیگه بهش بدن.

0 نظرات:
ارسال يک نظر