شد دیگه

¦


دیره ولی باید بگم دهه فجر امسال متفاوت تر گذشت علاوه بر اینکه ما به این نکته توجه کردیم که این دهه یازده روز دارد تفاوت اصلی امسال با سالهای گذشته این بود که ما با صدای بلند سرودهای انقلابی گوش ندادیم وجهت جبران شب 22 بهمن همه آوای انتظار الله الله رو برگزیدیم باشد که مقبول افتد
اما اینا رو نمی‌خواستم بگم. می‌خواستم بگم که انقلاب اینجوری بود که یکی از شعارای دوران انقلاب "به کوری چشم شاه زمستونم بهاره" بود. میشه خیلی مسخره این سوالو مطرح کرد که ملت آیا نمیفهمیدن که زمستون بهار باشه اصلا خوب نیست؟ اما نکته ای که تو چشم منه بخش به کوریه چشم شاهشه، یعنی اینکه فقط مهم اینه که چشم شاه کور شه حالا بعدش هر چی شد شد ...

عکس

¦

آره دیگه

89.9

¦

- نشسته بودم طبق معمول جهت ماس مالی آسمون ریسمون می‌بافتم که یهو اون وسطا گفتم واسه من که بدون کنکور میرم ارشد این نمره ها افت داره. اینو که گفتم یادم اومد که ای بابا امروز که روز آخر ثبت نامه حالا ساعت 11:30 بود یعنی نیم ساعت وقت. از تک و تای حرف زدن نیافتم و زنگ زدم حمید بر نداشت گفتم لابد ثبت نام کرده من شروع کردم و بعدش حمید زنگ زد گفتم بدو که 25 دقیقه وقت مونده آقا بدو بدو مشغول پر کردن فرم و شیر کردن اطلاعات بودم که دیدم 3 دقیقه مونده و تو همون وقت کوتاه انتخاب رشته باید کنیم حمید گفت فلان یا بیسار ؟ سریع گفتم فلان .به سلامتی به خیر گذشت.
-  این دفعه بین نشستن و خوابیدن بودم هوا هم سرد شده بود یدونه پتو هم بیشتر نداشتیم که یخ نزنیم به هرکی هم زنگ می‌زدیم بر نمی‌داشت اوناییم برمیداشت از صدای خنده عطیه شاکی می‌شد و فکر میکردن سر کارشون گذاشتیم خلاصه دم صبح شده بود و بین خواب و بیداری فقط گوشه پتو رو گرفته بودم که سهممو از دست ندم. تو همین وضع یکی گفت فلانی امروز کنکور داره، پریدم از خواب که امروزه؟ این لپ تاپ کو من کارتمو بگیرم. حالا خوبه فِیک آلارم بود

اینجور وضع دقیقه نودی ای داریم ما!

آخه!

¦

تو می‌تونی غمهامو خاک کنی
گونه‌های خیسمو پاک کنی
آخه (!)
تو می‌تونی دلمو شاد کنی
منو از درد و غم آزاد کنی
.
یهنی فقط از خود شهرام شب پره بر میاد که وسط این شعر بشکن بزنه ! (یک/ دو)

LIKE A BOSS

¦